اولین سینه خیز رفتن من
چون خونه ما کوچیکه مامان بابام خیلی خوشحال بودن که من هنوز نمی تونم برم این ور و اون ور و به همه چی دست بزنم اما خوشحالی اونا دیری نپایید!
از دو روز پیش یعنی 1391/12/20 وقتی 7 ماه و 5 روزم بود من شروع کردم به سینه خیز رفتن. هروقت که می ذارنم روی زمین به یک ثانیه هم نمی کشه که غلت می زنم و بعد از یه برآورد از شعاع 1 متری دور و برم یه هدف رو انتخاب می کنم و به سمت اون خیز بر می دارم. به این صورت که اول انگشتهای پاهام رو به زمین فشار میدم بعد پشتم رو می گیرم بالا و بعد یه خیز به سمت جلو. وقتی پشتمو می گیرم بالا فقط انگشتای پام و قفسه سینه ام و دستام روی زمینه و مثل کرم های توی کارتون ها یه قوس توی بدنم می افته و یه ذره میرم جلوتر. سرعتم هنوز خیلی پایینه یعنی بیشتر کش و قوس های من فقط منجر به جابجایی چند سانتیمتری من میشه! ولی من خسته نمی شم و میرم جلو. با همین نیم سانتیمتر جلو رفتن هامه که دیگه هیچی توی خونه از دست من در امان نیست!
بعدا نوشت (!): البته سرعت پایین و حرکت چند سانتی متریم هم 2 روز بیشتر طول نکشید و حالا با سرعت زیاد و با کش خیزهای بلند حرکت می کنم و خیلی زود به اهدافم می رسم!


اولین سینه خیز رفتن من
