نگار خانومنگار خانوم، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 17 روز سن داره

نگارنامه

اولین سینه خیز رفتن من

1391/12/21 7:55
353 بازدید
اشتراک گذاری

چون خونه ما کوچیکه مامان بابام خیلی خوشحال بودن که من هنوز نمی تونم برم این ور و اون ور و به همه چی دست بزنم اما خوشحالی اونا دیری نپایید!

از دو روز پیش یعنی 1391/12/20 وقتی 7 ماه و 5 روزم بود من شروع کردم به سینه خیز رفتن. هروقت که می ذارنم روی زمین به یک ثانیه هم نمی کشه که غلت می زنم و بعد از یه برآورد از شعاع 1 متری دور و برم یه هدف رو انتخاب می کنم و به سمت اون خیز بر می دارم. به این صورت که اول انگشتهای پاهام رو به زمین فشار میدم بعد پشتم رو می گیرم بالا و بعد یه خیز به سمت جلو. وقتی پشتمو می گیرم بالا فقط انگشتای پام و قفسه سینه ام و دستام روی زمینه و مثل کرم های توی کارتون ها یه قوس توی بدنم می افته و یه ذره میرم جلوتر. سرعتم هنوز خیلی پایینه یعنی بیشتر کش و قوس های من فقط منجر به جابجایی چند سانتیمتری من میشه! ولی من خسته نمی شم و میرم جلو. با همین نیم سانتیمتر جلو رفتن هامه که دیگه هیچی توی خونه از دست من در امان نیست!

 

بعدا نوشت (!): البته سرعت پایین و حرکت چند سانتی متریم هم 2 روز بیشتر طول نکشید و حالا با سرعت زیاد و با کش خیزهای بلند حرکت می کنم و خیلی زود به اهدافم می رسم!

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مامان آناهیدمهربون
24 اسفند 91 1:07
افرین به این دخملی زرنگ پرتلاشم..میگم بلایی هستی تو خاله جون.. نانای من همچنان ترجیح میده از اینکارا نکنه!
مامان سونیا
24 اسفند 91 8:45
آفرین به خانم وساعی و تلاشگر که در عرض چند روز با سینه خیز رفتنهاش میتونه کار مامان و بابا رو سخت و سخت تر بکنه وخیلی از کارهای مامانی رو بیشتر بکنه حالا صبر کن مامانش بگذار این جوجه طلا راه بیفته اونوقت میفهمی که دخمل یعنی چی
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نگارنامه می باشد