نگار خانومنگار خانوم، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 13 روز سن داره

نگارنامه

اولین مریضی من

1391/10/27 16:04
310 بازدید
اشتراک گذاری

فردای روزی که من ٥ ماهم تموم شد رفتیم تهران آخه همیشه ٢٨ صفر شله زرد پزون داریم و بابام هم همیشه سعی می کنه به اون مراسم برسه. من و مامان و بابا و دایی منصور با ماشین ما رفتیم تهران. توی راه خیلی خوش گذشت آخه توی کل مسیر من توی صندلی مخصوص خودم خواب بودم و فقط یه نیم ساعتی بیدار شدم و بازی کردم (مامانم میگه!). ١٠ روز اونجا بودیم!

شله زرد طبقه پایین پخته می شد و همه مدام بین این دو طبقه در رفت و آمد بودن، از جمله من که بغل هرکی می شدم میرفتم پایین و اتفاقاً اون روز هوا سرد شده بود. این هوا به هوا شدن های من توی پله ها همانا و سرماخوردن من همانا!  ١٣٩١/١٠/٢٣  (٥ ماه و ٨ روزگی)

الان چند روزیه سرما خوردم. اولش با چند تا سرفه کوچیک شروع شد اما حالا خیلی سرفه می کنم. دیشب هم رفتیم دکتر و من پیش آقای دکتر کلی شیطنت کردم و آواز خوندم! اما در کل زیاد سر حال نیستم. دیگه صبح ها که از خواب پا می شم سرحال نیستم و وقتی بابام از سر کار بر می گرده هرچی برام شعر می خونه من واکنشی نشون نمی دم!

دعا کنین زود خوب بشم!

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نگارنامه می باشد