پنج ماهگی من
بالاخره ٤ ماه من تموم شد. توی این ٤ ماه خیلی گریه می کردم و هرکی می دید می گفت تا ٤ ماهگی اینطوری می مونه و مامانم هم تنها امیدش به همین بود! پنج شنبه ١٦ آذر، واکسن ٤ ماهگیم رو زدم و اون روز یه خورده حال ندار بودم! کمی هم تب کردم اما فردا صبحش حالم خوب شده بود و از اون به بعد دیگه گریه هم نکردم و خوب خوب شدم! اصلا انگار نه انگار که اون دخمل نق نقو و غرغرو من بودم. از این رو به اون رو شده بودم و همه از این بابت خوشحال بودن. مامانم می گفت کاش زودتر واکسن ٤ ماهگیش رو زده بودیم!!! بلافاصله هم من کلی کار یاد گرفتم: * غلت زدن: دقیقا ٤ ماه و سه روزم بود که غلت زدم و دیگه روی زمین بند نمیشدم. اوایل یه غلت می زدم و خسته می شدم اما کم کم ح...









